تبليغاتX
عاشق تنها
عاشق تنها
کاش میشد عاشقی را خاک کرد / کاش میشد رنگ دل را پاک کرد

خاطراتم خط خورده . با لغزش دستهای مرتعشم بر روی کاغذهای کاهی . بوی نم کاغذ آمد ، با اشکهای لغزنده بر روی گونه هایم . و چه زیبا شد جهان در جلو دیدگانم .

طعم تلخ زندگی را بارها چشیده ام . طعم طمع و حرس و آز را . طعمی که جزء طعم شوکران نیست . طعمی که با دست های شیرین شده از شهد گلهای باغ یاس های وحشی هم شیرین نمیشود . چه بد است طعم تلخ زندگی .

خاطرات ، گذشته را ، چونان چوپانی که گله ای گوسفند سیاه و سپید را در جلو چشمانم حرکت میدهد صفحات سیاه و سپید را در جلو دیدگانم قرار داده .

شاید هم نه !

گوسفند نباشد انسان هم نیست ؟!

خاطرات نوای نی چوپانند . خاطرات خط خورده دستان مرتعش و لرزانند . سوزش آه های جگر سوزند .

بسته ها را باز کن . گره ها را از دکل قایقم بگشای . میخواهم آزاد باشم . میخواهم در دریا بوی ورق کاهی را که خیس اشکهایم شده با نم خاطرات موج های چند متری مخلوط کنم . میخواهم طعم طمع را در بزرگی دریا پنهان کنم . زندگی . کاش دریا بودی که همه چیز را در وجودت محو میکردم .

همین .

پی نویسه :

* چقده خوبه کاغذ کاهی . بوی کاه که به مشامم میرسه از خود بیخود میشم . دوست دارم یه دفتر کاهی داشتم . مثل اونوقت هایی که کلاس اول ، دوم ابتدایی بودم . مثل اونوقت هایی که خطوط سیاه و سرخ ولی خرچنگ قورباغه من موجب خوشحالی دل پدر و مادرم میشد . مثل همون وقت ها که بچه بودم و مشقامو مینوشتم و خوشحال میشدم از تموم شدن تکالیفم . من بودم ، بچه بودم ، خوشحال بودم ، مشکلات نبود ، زندگی بود . و هزار تا چیز دیه .

** خاطرات همیشه تلخ نیست . خاطرات با طعم های دیگه هم داریم . خاطراتی با طعم های مختلف . ترش ، شیرین ، گس و ... . من خاطرات تلخ رو بیشتر دوس دارم . چون همه اونها باعث درس گرفتن ما میشه . حتی مرگ عزیزان . مرگ ها باعث میشه قدر زنده ها رو تا وقتی عمر داریم بدونیم .

*** حسش نیست . بد مینویسم . خوب نوشتن رو یادم رفته . مثل این میمونه که بخوام به یه چند تا از رفقا مشق شبم رو نشون بدم . یه مشت کلمه مبهم . گیج کننده . گنگ . بی برو برگرد دارم خل میشم :)

**** یه نفر بهم گفت بلد نیستی احساساتت رو نشون بدی . نمیدونم شاید راست میگفت . اما هر چی فکرشو میکنم میبینم بقیه بلد نیستند حروف کلمات و حالات منو کد بندی شده تحویل بگیرن . میخوان همیشه لقمه رو بجویم و بذاریم تو دهان مبارکشون . آدمیه دیگه . عادت داره . عادت داره همه چیز رو آماده بهش بدن .

***** دیگه واقعا همین . نه وایسین یه چیز دیه مونده .

یه چیز دیه :

من کپی نمیکنم . اگه هم بکنم میگم این مطلب مربوط به فلان وب میشه . ممکنه از یه نوشته الهام بگیرم و یه دفعه یه متن دیه بنویسم . اما کپی !!!!

همون متن هایی رو هم که الهام گرفته از متن های دیگرون میدونم با متن اصلی هزار تا فرق داره . من فقط سوژه ها رو کپی میگیرم . اگه کپی سوژه نقض قانون کپی رایت محسوب میشه ... آره ... منم کپی میکنم :) .

حالا دیه واقعا همین همین .


نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 توسط mxu | لينك ثابت |
عناوين آخرين مطالب ارسالي
» آخ ببخشید تو رو خدا
» گل بود و به سبزه نیز آراسته شد ...
» پاییز است
» ۲۸ مهر مبارک
» گذر از کلیشه ها
» تلخی یک لبخند
» خاطرات با طعم تلخ
» و آنهایی که میترسند
» سیب زمینی
» گینه ی بی صاحب 18 سپتامبر 2009
» همین آخرین جمعه
» ترانه علی دوستی یا نویسنده وب اسپوت لایت ؟!
» سر خط اخبار
» همین چند خط غریب روزگار
» Black water
» چند عدد فاز
» شاید ، فقط شاید !
» فقط مرد !!!
» چگونه یک آدم پیر میشود و در نهایت ....
» من هنر را دوست دارم
» شاید تابستان هم برای خودش بهاریست
» این جمعه هنوز ساعاتی رو داره ...
» آگر آدم ها پیاز بودن
» سرباز خط مقدم
» تنها گاهی اوقات
» یک بازی ساده
» روزگاری غریب در غربت سرا
» تا دو سه روز پیش
» دنیای رویایی
» رنگ مریض کاکتوس های آنگولا

mxu

mxu

mxu

http://mxu.blogfa.com

عاشق تنها

عاشق تنها - خاطرات با طعم تلخ

عاشق تنها

اینجا رو خودم ساختم . خودم خرابش کردم و خودم دوباره ساختم . به خانه نوساز من خوش آمدید . mxu کاش میشد عاشقی را خاک کرد / کاش میشد رنگ دل را پاک کرد

عاشق تنها

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog