
پیش نویشت : دلم میخواد این چرت و پرت ها رو بنویسم . کسی خوشش نمیاد همین اول کاری نخونه و کامنت بی ادبی هم نذاره که (×--____--×) . کفری میشم مثلا :) .
کلاغ پر / شتر پر / سوسک و بقیه حشرات هم پر
این وسط ما موندیم و دو تا پر وسط دنیای بی پر ...
درخت و ماشین با هم وسط جاده موندن . نه درخت حالا باغبون داره و نه ماشین راننده و بنزین . آخه باغبون حالا دیه خیلی پیر شده و بنزین هم که خیلی وقته سهمیه بندی (حذف کلمه ی شده به قرینه نمیدونم چی چی) . این وسط راننده هم از بی بنزینی و کرایه پایین شاکیه
(! *__*!)
سراغ یه دفتر کاهی رفتن کار کلیشه ای و بی مصرفیه . سراغ دفتر خاطرات هم .
پس باید رفت سراغ مایکروسافت آفیس 2007 .
چقده دنیا بدون باغبون رنگ سردی گرفته . حالا بی بنزینی و بی ماشینی و بی رانندگی رو میشه تحمل کرد ، اما زندگی بدون وجود یه باغبون خوب که بیاد و علف های هرز کنار درخت کوچولوی حیاط خلوت همسایه رو از بین ببره واقعا غیر ممکن و شاید هم ممکن و سخته .
سه چهارم شاید هم بیشتر از زمان تشکیل هوپیتالکتوماریسینوس قرن بیست و یکم نسبت به ربع بی نهایت سینگمانیست مونده . حالا این هوپیتالکتوماریسینوس و سینگمانیست چیه به من مربوط نیس .
(?0_0؟)
رونالد گیلموس هشتم در زمان مرگ خودش گفت :
" اگه دیدید که چهار تا آدم با موهای سپید نمیتونن یک سطل آب از چاهی بیرون بکشن ، فکر نکنید که اونا هیچ چی بلد نیستند . اینو بفهمید که شما هیچ چی نمیدونید که کمکشون نمیکنید . آخه چهار تا پیرمرد که جون بیرون کشیدن یه سطل آب از چاه رو ندارن ."
حالا این رونالد گیلموس هشتم هم مثل همون فیلفوسیوس سوم میمونه ...
(1+_+1)
شما اصلا میدونید فیلفوسوس سوم کی بوده . یه روز از یکی از رفقا پرسیدم گفت نمیدونم . هر چی گفتم آدم مشهوریه و تو فیروزآباد زندگی میکرده متوجه نشد . شاید اونم فکر کرده هر کی اسمش اتیغه (عتیقه !!؟!) تر باشه بیشتر حالیشه . یه چیزایی تو مایه های افلاطون و کلام های گهر بارش یا همچنین از همون رومی های مو سپیدی که یه عمر همه میگن همینا فلاسفه بودن ! پس من چی میشم .
م ن ه م ف ل ا س ف ه م ی خ و ا م . شایدم ملافسه هستم خودمم نمیدونم :) .
سی دی رو فقط میشه وقتی استفاده کرد که چیزی روش ریخته باشن !!! معلومه که نه . یه سی دی رو میشه وقتی خام تشریف داره پر کرد از هر چی که خودت دوست داری . فقط کافیه یه رایتر + یه سیستم کامی داشته باشی .
آدمهای دنیای ما هم یا خام تشریف دارن و یا پر و پیمون شایدم نا پیمون !!!
اگه خام باشن که نمونش دور و بر ما کم نیست (!) میشه به راحتی (بین خودمون باشه ، به سختی ؟!!) پرشون کرد ، و اگه پر باشن و پیمون ؛ که خوشا به حالمون . اما اگه پر باشن و نا پیمون اونوقته که آدم ها اگه مثل سی دی ریرایت باشن میشه خاکی به حالشون مالوند وگرنه باید رفت سراغ یه سی دی (همون بنی بشر) که با حال و احوالات آدم کج و کوله ای مثل ما سازگاری کامل و منتقی شاید هم ..... داشته باشه .
تو این هارد دیکس مای پی سی خودم !؟>؟ (چی میشد اگه میتونستیم فارسی را پاسدار بنامیم ؟!) هزاران هزار (زیادی گفتم :) صدها) mp3 با کیفیت های از 64 گرفته تا 128 و 192 و نمیدونم چی چی دارم . اما میدونید چندتا از اینا رو گوش فرا میدم . شاید فقط 20 ، 30 تا + چند تایی هم شادمهر عقیلی که باید ارزش افزوده محسوبش نکرد .
(/&-ـــــ-&\)
چقده چرت و پرررت نفشتم . اندازه کل عمرم که میدونستم کد گذاری و فیلـتـــرینگ بی مورد روی حروف و کلماتم اعمال کنم امروز اعمال کردم . شاید این تعداد از کل فیلـتـــر های سازمان غیر محترم فیلــتــرینگ ایران هم بیشتر باشه .
فقط یه نکته جای بسی فکر و تامل داره . این سازمان غیر محترم فیلـــتــرینگانونیسم بهتر بود در (در به معنای مکان یا شاید هم جسمی که باید برای بعضی جاها و در بعضی از موارد خاص و غیر خاص گل گرفت ) سازمان بی هویت و بدرد نخورشو تخته میکرد و عوض این کارا چند مدتی رو روی فرهنگ سازی برنامه ریزی میکرد .
تا به کی اُمّل (همون منسوخ نشینی) گرایی ...!!! خودمم نیدونم ×_×
نمیدونم تا کی میخوان اینقده چشای بینای بعضی آدمها رو روی سایت هایی که ارزش ندارن به نوعی فیلـــتــر کنن (آخه دیگه تینی پیک چرا ؟! t!ny p!c [dat] com) . اصلا به من چه .
چرا بحوثات غیر مرتکبه Cیاسی ؟!
یاد ترانه یاسی ، یاسی افتادم . آخیییییی . چقده رمانبیک !!!
همین .
نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388 توسط mxu | لينك ثابت |

