فاز اول :
تا یکی دو سه روز پیش میخواستم کلی بد و بیراه به زمین و زمون و بازیگر جماعت بازیگر نما بگم اما ...
بیاین اصلا یه قطعه از یه شعر با هم بخونیم بلکم یادم بره ...
روز و شب ها رفت
من بجا ماندم در این سو ، شسته دیگر دست از کارم
نه مرا حسرت به رگ ها می دوانید آرزویی خوش
نه خیال رفته ها می داد آزارم
لیک پندارم ، پس دیوار
نقش های تیره می انگیخت
و به رنگ دود
طرح ها از اهرمن می ریخت
...
تا شبی مانند شب های دگر خاموش
بی صدا از پا درآمد پیکر دیوار :
حسرتی با حیرتی آمیخت
فاز دوم :
بعضی وقت ها روزنامه خوندن اینقده مفیده که حد نداره !!!
تا حالا شده که بخواین یه متن طولانی یا حتی یک صفحه از یک وب رو سریعا ترجمه کنید و وقتی نگاه به عقربه های ساعت می اندازید میبینید که ساعت کمی بعد از 23:00 رو نشون میده ؟!
در این مواقع چکار میتویند بکنید ؟
هزار تا دیکشنری رو زیر و رو کنید ؟ یا اینکه یه سر بزنید به اینترنت و با یه مترجم آنلاین روبرو بشید ...
سایت گوگل مترجم خودشو به زبان فارسی هم تجهیز کرده . البته این خبر یه ماه پیشه اما خیلی ها هنوز از عمق مفید ماجرا خبر ندارن .
کافیه یه سر به آدرس زیر بزنید :
اونوقت در کادر مربوطه ، یا آدرس صفحه وب مربوطه رو بزنید یا متن مورد نظرتون رو وارد کنید و سپس در پایین کادر زبان مبدا و مقصد رو انتخاب کنید .
فکرشو بکنید وب خودتون رو به زبان ژاپنی یا فرانسوی یه نفر از اون ور دنیا بخونه !!!
چقده خوب میشه ها ... و حتی اونوقت اگه رفتین یه وب ژاپنی و میخواستید یه کامنت بذارید کافیه با مترجم گوگل متن خودتونو به ژاپنی ترجمه کنید !
چقده دنیا کوچیک شده .
حد فاصله من و تو فقط چند تا صفر و یک شده . فقط چند تا صفر و یک .
اما چقده بد میشه اگه یکی تو دنیای مجازی خود کشی کنه تا دنیای واقعی براش لذت بخش تر باشه . یعنی وب نویسی اینقده بی مزه و بی خاصیته که بعضی ها زود ازش زده میشن ؟ مگه اینایی که میان مطلبی رو به عنوان پست در وبلاگ خودشون میذارن هدف برای این کارشون ندارن ؟ خوب به من چه .
اینجا من تو خونه ای که تو دنیای مجازی ساختم راحتم . خیلی راحت .
همین .
نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388 توسط mxu | لينك ثابت |

