تبليغاتX
عاشق تنها
عاشق تنها
کاش میشد عاشقی را خاک کرد / کاش میشد رنگ دل را پاک کرد

 

draem love by katana mxu

چی میشد اگه دنیا اینهمه رویایی و خوشکل بود ... خیلی بد شد که دنیایی که من دارم داخلش دست و پا میزنم هیچ چیز خیال انگیزی نداره و یعنی خیال انگیز نه خیالاتی . میدونم خیلی ها فرقشو نمیدونن .

دوست داشتم یه دنیای داشتم که دیگه شکم پرستی و پول دوستی معنی نداشته باشه . دیگه کسی برای ۲ ریال و اندی شرفشو معاوضه نکنه .

دیگه آدمها شب هاشون رو گرسنه یا از درد شکم پری سر نکنن .

آخ که چی میشد اگه یه همچین دنیایی بود ؟!

یه چیزی تو مایه های بهشت . اما اینجا بعضی وقت جهنم رو میشه دید اما بهشت رو ....


نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 توسط mxu | لينك ثابت |

بیا برویم . در میان بیابان و گرمای خورشید آنگولا . میان کاکتوس های مریض آنگولا ؛ و به رنگ مریضشان نیش خندی از ته دل بزنیم .

بیا برویم . به ساحل گرم آلاسکا ! سردمان میشود حتما . غربمان را میفروشیم و کتی از جنس شرق به تن میکنیم !!!

بیا برویم . زیر درخت بید حیاط مهد کودکمان . بنشینیم و از همه دنیا دل بکنیم . من لبخندی بزنم و تو هم . من سخنی گویم و تو هم . و من هم و تو هم .

بیا برویم . میان دل دوستانمان . ببینی چه میگذرد در اعماق دل های بیمار گونه اشان . من دیدم . تو ندیدی . آنها هم ندیدند . اصلا بیا نرویم . اگر ببینی تو هم به مانند من قلبت میشکند .

بیا برویم . به میان جمع روحانیون از ته دل عاشق خدا . آنوقتت ببین روحانیون عاشق خدا چه رنگی دارد قلب های پاکشان . برویم و شاد شویم در جمعشان . برویم و ببینیم رنگ خدا را .

بیا برویم . میان جنگل های استوایی . ببینیم آنهمه پرنده و حیوانات خدا را . آنوقت دستمان را به سمت خدا دراز کنیم . آنوقت بخواهیم به ما بدهد قلب پاک و روح انسانیت را و دورمان سازد از خوی حیوانیت . آخر حیوانات تا خوبند خوب و اما اگر بد شوند ...

بیا برویم . از این دنیای سیاه . از این دل های چرکین و غم زده . برویم تا خود خود خدا . برویم در آغوش فرشتگان . برویم در آسمانی که جای خوبان است و بس .

اصلا میآیی برویم .

میآیی با هم برویم .

اما تو که نیستی که برویم .

تو رفتی و مرا تنها گذاشتی . تکه عکست با من نمیآید . چه کنم . رفته ای و من تنهایم . تنهایم گذاشتی میان حیوانات درنده خویی که خوب و بد را با هم میخورند .

میخواستم بیایی تا با هم برویم .

نیامدی و تنها رهایم کردی .

من میآیم و میروم با تو . اما نه دیگر در دنیای تنها . میآیم و میروم با تو در آن دنیا .

با هم میرویم .

به رنگ کاکتوس ها میخندیم ... در ساحل گرم آلاسکا قدم میزنیم ... (!) زیر درخت بید مهدمان مینشینیم ... میان روحانیان شاد میشویم ... در جنگل استوایی به سیاحت میپردازیم ... و از دنیای سیاه میرویم ...

پس همانجا در آن دنیا بمان تا من هم بیایم ... میآیم اگر منتظرم بمانی ... میآیم اگر تو بخواهی و خدایی که در این نزدیکی است ...

همین .


نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388 توسط mxu | لينك ثابت |

یک قدم تا متاثر شدن باقی است . اشک غم زده در چشم های کورم حلقه به حلقه منتظر فرودی اضطراری هستند . چتر ها باز و سقوطی آزاد از نوک تیز پلک های خیسم .

دلی غم زده که روی زردی برگ های پاییزی و خش خش آنها را به تمام دنیا نمیدهد .

ساکت نشسته .

میان سینه ای محزون تنها نشسته .

گم شده میان این همه همهمه .

دلش نمیخواهد از سینه ای بیرون بپرد که پر است از عشق به هیچ و همه .

دلش میخواهد آرام بنشیند .

همینجا .

درون قفس استخوانی سینه ام .

تکه گوشتی است بی جان در کمال جانداری خود به اشک ها دستور فرود از آسمان سوخته را داد .

آخر زمین باران میخواهد .

باران اشک های مرا .

میخواهد سبز شود . سبز از عشق درون سینه من و سبز از طراوت همین تنهایی .

به تو مدیونم ...

به تو مدیونم ...

به تو مدیونم ...

و حال غرور ندارم ... غم ندارم ... قطره اشکی بیش برایم نمانده ...

تکه گوشتی در سینه و سکوتی در هنجره ...

میان اختشاش ویرانگر غرورهای بیجا تنها مانده دستانم ...

میان سر نی اسیر دست تغیانگر مجنون ... میان سیاهی شبی رازدار ... میان طلوع خورشیدی دگر از نهایت غروب دیروزم ... میان همهمه های این و آن ... میان نداری در اوج دارایی ... میان چشم های حریس دشمنان پست ... میان صدای موج دار رضا ... میان کلید های در هم کیبوردی بی احساس ... میان موج گرمای آغوشی که حسش نکردم ...

تنها مانده ام ...

تنهای تنهای تنها ...

آری همینجا ... میان دو انگشت کوچک عروسکی ماندم که دوستش داشتم و رهایم کرد تا بر زمینی بخورم که اشک هایی بی رنگ و بی خاصیت آنرا سیراب کرده بود ...

تو چه دوست ...

دوست نداری بخوانی غمم را ... ؟!

نخوان ...

اینجا معارفه وب های پول دوست نیست ...

اینجا معارفه خوانندگان و حشرات و علم پزشکی و اخبار دنیای پوچ ما نیست ...

اینجا دنیای من است ... اینجا من هستم ... او هست ... و خدا هم ...

اینجا فقط اینجاست ... اینجا را دوست دارم ... زیرا احساس دارم ...

و نمیخواهم دیگر ببینم ... نمیخواهم دیگر بشنوم ... میخواهم در دنیا بمیرم و تنها اینجا بیاسایم ... فقط همینجا ...

میان قلب تپنده وب های مجازی ...

میان قلبی از جنس صفر و عدد بعد از آن در میان اعداد طبیعی ...

و من همانم که بودم و نه آن پسرک بسیجی ... نه آن پسرک سر به زیر ... نه آن مغرور بی غرور ... نه آن احمق دستپاچه بی دست و پا ... نه آن تنهایی که تنها نیست ... نه آن وحشی بی آلایش ... نه آن انسان بی قلب ... نه آنکه بی او میرد ... نه آن ... نه آن ...

آنهمه من نیستم ...

من همینم که هستم ...

منم آن غربت زده بی غرور عاشق سراپا تقصیر ...

منم ...

فقط خود خودمم و دنیای مریضم ...

و رضای عزیزم و گردالی شب های بی کسی ام و ستاره ی پنهان شده میان آغوش ابرهای بی قرضم .

و خدای من هم در نزدیکی ام احساس میشود .

همین .


نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388 توسط mxu | لينك ثابت |
* ) هر کی تازه وارده اول پست قبلی رو بخونه (با تشکر) 

امروز تو آینه به رسم عادت همه روزه ام برای جلوگیری از غرور مفرت نگاه انداختم .

اما ...

ای کاش آینه ای بود تا درون آدمها رو هم نشون میداد ... اما این ای کاش ها زیاده و واقعیت چیز دیگه ایه !!!

گوشه ای از مطالب دو نفر از وب نویسان اینترنت رو بخونین تا براتون بگم ؛

1) " نمیدونم چرا بعضیا فک می کنن طرف اگه دوس پسر یا دوس دختر داره خرابه...

واقعا متاسفم واسه یه همچین طرز فکر پایینی ... یعنی نمیشه دختر و پسر رابطه سالم داشته باشن ؟ میشینی پیش دوستات یکی میگه فلانی رفته خونه بی افش تنهایی...

خوب به تو چه ؟ یارو یا به قول تو خرابه یا رابطه ی سالم داره ...

به نظر من خیلی پسرای پاک هنوز هم وجود دارن...

من این حرفو با اطمینان کامل میزنم با اینکه تو دوستیام ضربه خوردم ... "

2) " venose2008aa: ye toop daram morabaee
[14:07] venose2008aa:
o o
[14:07] venose2008aa:
sorkho sefid morabaee
[14:07] venose2008aa:
o o
[14:07] venose2008aa:
mizanam zamin morabaee
[14:07] venose2008aa:
o o
[14:07] venose2008aa:
nemidoonam ke morabaee
[14:08] venose2008aa:
o o
[14:08] venose2008aa:
man in toopo morabaee
[14:08] venose2008aa:
o o
[14:08] venose2008aa:
mashghamo khoob morabaee
[14:08] venose2008aa:
o o
[14:08] venose2008aa:
babam baram morabaee
[14:08] venose2008aa:
o o "

در هر دو پست یه معصومیت و سادگی و روانی خاصی موج میزنه . به اینا حسودیم میشه . اینقدر صاف و صادق ...

واقعا دخترها هر اخلاقیشون بد باشه بی غل و غش بودنشون بد نیست .

یک دوست زمانی میگفت : "نمیگم دختر ها خوبن ... اما میگم دختر ها بد نیستند . در صورتی که با اطمینان کامل میگم 99% پسر ها و حتی خود من (آره خود من !) بد هستن . اون 1% هم فک کنم رفتن مسافرت و فعلا لالا تشریف دارن :) ."

اما همینو بگم که دخترها بخاطر پاک بودنشونه که باعث میشن لطمه بخورن . در این پست منظورم هیچ فرد خاصی نیست و این دو گزیده مطالب هم نمونه بود برای صداقت .

اولی نوشته یکی از دوستان بود و دومی قسمتی از چت یک دختر خانم به اسم مهلا (برای مشاهده متن کامل چت و دیگر مطالب بر روی این لینک کلیک کنید .) با مربی زبانش که از سر قضا خیلی دوسش داره . اما اشتباه نکنین این دوست داشتن با تمام دوست داشتنهایی که تو کل عمرم دیده بودم و شاید دیده اید فرق میکنه ... یک دوست داشتن ناب و به قول خودش گفتنی تو سر تیتر وبش چنین نوشته شده :

اومدم آبجی ... باشم !! جوگیر شد رفت!!!!

این از دختر جماعت که فکر میکنن :

" پسرای پاک هنوز هم وجود دارن ... "

و این از من (شایدم ما !) که فکر میکنیم ... !!؟؟!؟! !؟ اصلا بینم من (یا به قولی ما !) فکر کردن هم بلد بودیم خبر نداشتیم !؟

دلم به حال دخترانی که اینچنین صادق هستند و جز صداقت چیز دیگری رو نیاموختن تا حدودی تکه پاره میشه . آخه ...

بی خیال ....

دختران معصوم ترین و پاک ترین آدم های روی زمین و در عین حال ......

جمع بندی :

1- اسمشو جمع بندی نمیذاشتم بهتر بود اما خوب دیه ! رو مساله دوست پسر داشتن یا دوست دختر داشتن خیلی فک کردم . تنها به یه نتیجه رسیدم . همون حرفی که من در مورد فلان دختر که با فلان پسر دوسته ممکنه بزنم و صد در صد از روی حسودیه رو اگه من با اون دختر دوست بودم اون پسر دیگه میزد (هیچ شکی نیست !) .

2- دوست پسر داشتن تو عرف جامعه معنای بدی داره اما اگه مراعات بشه در دوستی ها و از دید پسر و دختر جنس مخالف فرقی با هم نداشته باشه از نظر روابط اجتماعی ، مطمئنا هیچ اتفاق ناگواری نمیفته . (اما نمیدونم ایرانی ها مثل هندی ها چرا جو گیرن !!!)

3- کنترل های رابطه دو جنس مخالف خیلی باید بیشتر از این چیزا باشه . رفتن یه دختر به یه خونه خالی با یه پسر دو معنی داره . یا دختره خیلی خره یا دختره خیلی خر نیست و پسره فک کرده دختره خیلی خر تشریف داره (ببخشین رک گفتم) :)  .

4- همون قدر که دخترها معصومن و مثل میش های در لباس گرگ نمون میکنن (دقت کنید که بعضی وقت ها دختران خیلی هم معصوم نیستند و قاطی میکنن و میخوان خون آدمو بریزن !) ، پسران گرگ هایی در لباس میش هستند و بس . (نمونش رو زیاد دیدم پس توضیح نمیدم . هر کی میخواد بگه تا نمونه بدم تحویلش !!!)

5- رابطه سالم فقط رابطه ای سالمه ، ولی نمیدونم منظور این دوستم از رابطه سالم چی بوده . فک کنم نظرش با من تا حدودی متفاوت باشه ، اما ... رابطه سالم به یک سلام علیک قبل از روابط کاری و به روابط کاری + سلام علیک بعد از روابط کاری میگن . (یه مثل برای یکی از دخترای دانشگاه زدم بدین مضمون : اگه کسی تو رو بخواد میاد پشت در خونتون نه پشت خط تلفن همراهتون !!! اگه واضح میخواین توضیح بدم بگین تا بگم ... چون قصه اش مفصله !)

6- اگه یه دختر شونصد بار (شاید هم یکی دو سه بار) ضربه از طرف پسر های مختلف بخوره باز هم به این مثل ایمان نمیاره که : "آدم مار گزیده از ریسمان سیاه و سپید هم میترسه" . بلکه دوباره میاد با یه سلام و چند تا کلام .... !!! فک کنم اینجور فردی تا حدودی این عقیده رو داره که ممکنه آشپز غذای قبلی بد بوده نه اینکه خود برنج و لوبیا . برای همین هم میره سراغ یه رستوران و یه غذای دیگه .

7- تا حالا دوست دختر نداشتم و رابطه های من هم همونجوری بوده که در مورد 5 بهش اشاره کردم . خیلی ها بهم گفتن بی عرضه ای که نتونستی فردی رو دست و پا کنی و خیلی ها هم گفتن خاک برست . اما عقیده من اینه که آدم باید یا سنگ باشه یا رودخونه و من رودخونه هستم یحتمل !!! آخه سنگ فقط سنگه و تو همون نقطه میمونه . (البته ببخشین مثلم به مثل شباهتی نداره اما خودم حداقل میدونم چی گفتم . :)  )

8- دنیای مجازی رو بهترین منطقه از هفت آسمون میدونم برای ابراز عقیده کردن و از این بابت هیچ ترسی ندارم . میخواد بعضی ها بدشون بیاد یا نیاد (اما تو رو خدا هیچ کی از این مطالب بدش نیاد خوب ... حقیقت تلخه ... و من حقیقت رو میگم)

9- دختران شاعران خوبی هستند اما نمیدونم چرا شعر "یه توپ دارم قل قلیه" رو تبدیل به "یه توپ دارم مربعی ، او او" میکنن !!! اما بنظر داداشم وب این مهلا خانم باید جزو وب های برتر قرار بگیره . این آدرسش ؛ قضاوت با شما : www.mahla-73.blogfa.com

10- به دختران فقط به این جهت حسودیم میشه که : عشقشون پاکه ... دوست داشتنشون نابه ... دل به دنیا نمیبندن در عین دل بستن به دنیا ... جز راست گویی به عشقشون چیز دیگه ای بلد نیستن (بهتره بگم دروغ گوهای خوبی نیستند ، پس دروغ نمیگن) ... آدمهای قانعی هستن و در اوج به یه دوست دارم دل خوش میکنن ...

اما از این جهت بدم میاد که : عاشق حقیقی رو وقتی میبینن که مرده ... تا یه بنز نو بیاد ، فولکس واگن رو به قبرستان میندازن ... از مال دنیا هر چی بهشون بدی کم دادی (لعنت به چشم و هم چشمی) ... حاضرن برای قصری خیالی عشقشون رو بکشن ... قبل از ازدواج به یه دوست دارم قانع هستن ولی بعد از ازدواج اگه براشون هم بمیری اهمیت نمیدن و هنوز کمه براشون ... سال های سال منتظر شاهزاده ای با اسب سپید میمونن و همه انسان ها رو فدای شاهزاده خیالی خودشون میکنن ... در کل همینو بگم که تا سن 13 سالگی بهترین موجود روی زمین هستند ، 13 تا 17 گیج و گنگ هستند ، 17 تا 21 مغرورترین موجودات عالم به شمار میرن ، 21 تا 25 عشق براشون معنی نداره ، 25 تا 30 به فکر فرو میرن که چرا این همه عاشق رو یکی یکی له کردن ، 30 تا 40 فقط میتونن تاسف بخورن که چرا پول رو دیدن و الان چرا خدا دوسشون نداره که شوهرشون ورشکسته شده ، 40 تا آخر عمرشون آلزایمر از نوع بتا میگیرن !؟ ...

11- نکته ته تهش ؛ ببخشین که وقت عزیزتون رو گرفتم و در نهایت توصیه میکنم نه دختری گول ظاهر چیزی رو بخوره و نه پسری با ظاهر سازی گول دختری بزنه .... چون مثلی داریم که میگه : نزن بر در کسی که ........

---------------------------

و بعضی از ما پسر ها به پاکی دختران حسادت میکنیم . در صورتی که اگر بدی های دختران رو شمارش کنیم میبینیم که ما پسرها همچین بد هم نیستیم . هر چند که هیچ دختری در ابتدا بد خلق نشده و هیچ پسری نیز به همچنین . و از یاد نمیبرم که اگه عشق یه پسر بمیره تا آخر عمرش عشقش در سینش میمونه ، اما اگه عشق یه دختر جلو پاهاش هم بمیره فرداش آلزایمر از نوع آلفا میگیره و بس ...

با چشم های خودم دیدم ... زیاد هم دیدم ... به من نمیخواد بگین همه مثل هم نیستند چون خودمم میدونم . منظورم از مردن هم زن مردن یا شوهر مردن نیست ... برین بالاتر ...

یه طبقه از آسمون رو بالا برین میبینید که زمین چقدر کوچیکه ... خیلی کوچیکه ... خیلی ...

همین


نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388 توسط mxu | لينك ثابت |
هر کی بار اولشه میاد این وب بهتره اول یه سر بره ادامه مطلب بعد مطالب رو بخونه ... !
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388 توسط mxu | لينك ثابت |

Hlv,c ljk rfgdl vh o,hknl . o,nl il p,wgi hl kldan ili ljk vh fi phgj thvsd fv'vnhkl ]I vsn fi nd'vhk . fvhd ildk , ],k ldnhksjl h'v v,cd v,c'hvd 'bv j, dh n,sjhkj fi ,f lk fo,vn phqv klda,dn hdk svd lj,k vh fi thvsd fv'vnhkdn T fvhd ildk n, fhvi , ki n,fhvi fg;I ]kn fhvi ldo,hil ljk ihd nv l,vnj vh hdk',ki fk,dsl .

Nrdr dhnl ld Hdn shg 'baji f,n ;I ldo,hsjl fohxv 'knd ;I nv fihv cni f,nl fvhd ildai j, vh tvhl,a ;kl !!! hlh fhdn h,g j,gnj vh jfvd; ld'tjl . jfvd; 'tjl . sdl;hvjl vh ju,dq ;vnl , sud ;vnl fi j, kdkndal . hlh ]I thdni . ng hsj nd'v . lj,[I kdsj ;I rndld ih 'tji hkn ;f,jv fh ;f,jv fhc fh fhc ……

Hlh o,al Hln hc vtjhvj nv \hddc . o,nj leg hdk;I hpshs ;vni f,nd hdk \sv; nga ag ani . o,nj jlhslhk vh fvhd ildai rxu ;vnd . Hk clhk fvhd gpzi hd yl o,vnl hlh s\s o,aphg anl . 'tjl fvhd ildai tvhl,aj ld;kl . 'tjl lpf,fl vtj . ng il fvhda kldldvn . hlh kan . ]kn fhvd ndnlj , o,nl vh fi kndnk cnl . o,nl vh fi ;,vd cnl . hlh kan …

Dhnj ld Hdn fhv h,g nv jvl ;I ndnlj ;[h f,nd ?! [g, nvf ;hvakhshk lpjvl !!! leg hdk;I onh ldo,hin hdk fkni svh\h jrwdva vh c[v nin ?!

Hc [g,dj fh sghld 'bajl hlh 'tjd ]vh …..

Fd odhg . hdkih trx ohxvhj jgol vh fi dhnl ld H,vkn , fs . rgfl ik,c nvn ld;kn . ik,c fi 'tji hj ulg k;vni hl , ik,c fi kcn xfdfhk kvtji hl . f'bhv onh iv ,rj n,sj nhvn lvh f;an .

Ngl fvhdj jk' lda,n hlh akdni hl lcn,[ ani hd . o,a fi phg Hk;I lpf,f vh nv Hy,a ;an . o,a fphga . onh j, vh n,sj fnhvn . lvh hc ,s,si fi n,v . Hldk .


نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388 توسط mxu | لينك ثابت |

امروز که نه اما دیروز رفتم سراغ رضا صادقی . دیگه خسته شدم از اینکه نمیتونم صدای رضا صادقی رو روی کامپیوتر خوکشلم بلند کنم ...

میخواستم برای یک بار هم که شده یه آلبوم رو بصورت صد در صد قانونی و مجاز تهیه کنم . پولش مهم نبود ... اما ...

فک کنم زیر ساخت ها هنوز اونجور که باید و شاید فراهم نشده تا ما بتونیم یه چیزی رو مجاز تهیه کنیم .

وقتی سراغ کلوپی میری که تمام محیطش پر شده از پوستر فیلم های رنگارنگ و با نگاهی به خمش ابروی هنرپیشه روی جلد مجاز یک فیلم به فکر فرو میری که این همون فیلمیه که ارزش 2 ساعت وقت گذاشتن رو داره یا نه و بعد از تقاضای فیلم مشاهده میکنی که یه کپی از فیلم مجاز رو میذارن کف دستت چه توقعی هنرپیشه ها میتونن از آدم داشته باشن !!!

بعد میان اول فیلم ها میگن مشاهده فیلم های کپی دزدیه ... !!!

بعد خواننده ها میگن آلبوم اصل ما رو تهیه کنید !!!

بعد میگن به جای مشاهده فیلم کپی بیاین برین سینما ... !

میشه یه نفر بگه کدوم سینما !!!

میشه یه نفر به این خواننده ها بگه منظورشون از اصل چیه !!!

نکنه منظورشون همون کپی هاییه که تو خیابون داریوش و اطراف لِیبل میکنن میدن دست مردم .

نکنه منظور از سینما همونیه که الان مبدل شده به گلفروشی ... نکنه همون ساختمون لرزون رو میگن که قدمت ارگ بم رو نداشته باشه کم از اون هم ....

چه جوری تو شهر ما ، میتونم آلبوم مجاز تهیه کنم و فیلم کپی نگاه نکنم وقتی که نه آلبوم مجازی اینجا موجوده و نه فیلم ، غیر از کپی !

به هر حال دیروز رفتم مغازه رفیقم یه CD mp3 زدم دارم الان حالشو میبرم .

همینه دیگه ... وقتی مجازش نباشه آدم میره با 500 تومن یه CD آهنگ تهیه میکنه و علاوه بر رضا صادقی کلی آهنگ دیه هم گوش میکنه . نمونش آهنگ ماهی جون با صدای منصور که من خوشم میومد ازش :) .

و اینه واقعیت تلخ نبود قانون کپی رایت برای همه ...

اینه واقعیت تلخ ... اینه ...

و ما هنوز سینما نداریم . ما هنوز قانون کپی رایت نداریم . ما هنوز آهنگ گوش میکنیم و دلمون به حال خواننده جماعت نمیسوزه . حالا میخواد این وسط کلی پول استودیو داداه باشه . به ما چه اصلا !

ما دلمون به حال تهیه کننده فیلم ها نمیسوزه . آخه ما که آمریکایی و اروپایی نیستیم که عادت کرده باشیم به دیدن فیلم تو سینما یا اینکه بخوایم 10 ، 15 دلار برای یه فیلم بدیم . ما ایرانی هستیم . و حاضر نیستیم برای دیدن یه فیلم چون شهرمون سینما نداره و جاش گل فروشی زدن پاشیم بریم شیراز سینما حافظ !!!

آخه تنهایی سینما رفتن صفا نمیده . بعدشم ... کی حاضره برا دیدن یه فیلم 20 تومن خرج کنه . مگه آدم خل شده . تو خارج از ایران برای خرید یه فیلم از اینترنت نهایتش 15 دلار شاید بدن . اما .....

بی خیال . این بحث سر دراز دارد ...

و رضا صادقی چنین میخواند :

واسه من (شایدم این !) که از تو دورم /

به تو مدیونم /

واسه کشتن غرورم /

به تو مدیونم /

تو که حرمتو (هرمتو ، هرمطو ، حرمطو :) ) شکستی /

پای عهدت ننشستی /

گر چه بازم ، تو نیازم ، لحظه ها رو بد میبازم /

به تو مدیونم /

 

و آخرت سخن اینه : واسه اینکه غرورمو شکستی مثل شیشه .... / به تو مدیونم /

وکلی حرف نا گفته که رضا صادقی مثل اینکه ته دل منو خونده باشه گفت .

غوغاست واقعا ... غوغا ... یادم به آهنگ وایسا دنیا افتاد .

گریم گرفت ... نه نگرفت ... خندم گرفت ... یه خنده تلخ از روی بی چیزی و نداری و تهی دستی و غریبی و تنهایی ...

اینه ته غریب عاشق تنها ... اینه غروب سوخته شده خورشید غم ... اینه تمام کلام غربت زده دل تنها ... اینه سیاهی سپید یاس ... اینه غم عاشق تنها ... اینه غم عاشق تنها ... اینه غم عاشق تنها ...

و دوباره آهنگ غریب به تو مدیونم ... به تو مدیونم ... !

و صدای آهنگ زمین و زمان رو به لرزه وا میداره .

همین .


نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388 توسط mxu | لينك ثابت |

http://thefuntimesguide.com/images/blogs/love-heart-cloud.jpg

Hdk[h I,h hfvd hsj . \vkni ih nd'v gfokn kldckkn . hdk[h fihv jlhl ani hlh ]I jhfsjhkd ? jhfsjhk fd vk' ani fvhdl . ahdn yv,vl h[hci sok 'tjk knin . hlh ngl ldo,hin gf f'ahdl , f',dl trx j, vh n,sj nhvl . hlh ]I s,n . ili ;I ki hlh ugd ld',dn j, nojv fnd isjd . ]vh ? l'v j, ;I jh hfn o,f f,ni hd fn lda,d ? fn T fn hsj , o,f o,f . j, fn kdsjd ugd il kdsj . lk fnl ;I fnl .

Ngl ldo,hsj pnhrg fvhd gpzi hd nv Hy,a f'dvl j, vh , tvhl,a ;kl ili nvn , yll vh hlh kldj,hkl . hsghl hsj nd'v . ]hnv , 'khi , ili hdk sokhk .

Ahdn nd'v j, vh kfdkl . ahdn shg nd'v fvhdl shg nd'vd a,n , pjd j,hk hdk vh knhaji fhal ;I fi j, fdkndal . ili [h hc dhs s\dn 'tjl . hc \vsj,d s\dn 'tjl , j, , n,sjhkj kldnhksjdn hdkih ]I hkn !!!

Hdk[h ,fd f,n ;I lk n,sja nhvl . dhnj ld Hdn ?! v,c'hvd ldo,hsjd ,fd fvhd o,nj nhaji fhad . ]rnv o,aphg ani f,nl ],k ldj,hksjl hc xvdr nkdhd l[hcd ahdn ….

Hlh ko,hsjd !!! ;ghs 'bhajl , fhc ko,hsjd …

, ngl lvn !!!

Hdkih vh ldnhkl pjd o,n lk il p,wgi knhvl fi thvsd fhc'vnhkl ]I vsn fi nd'vhk . hd ;ha ldj,hksjl thvsd fk'hvl kra ngl vh . hd ;ha . ildk .


نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388 توسط mxu | لينك ثابت |

آخ که چقدر امروز خوب بود مثلا ...

تابستون که همه جماعت منتظرش بودن رسید .

امروز با کمال پررویی نشستم سر امتحان حسابرسی و شروع کردم به تست زدن های پیاپی . خدا رو شکر میکنم که ایندفعه طراح سوال جو گیر شده بود و بارم سوالات تشریحی رو بیشتر داده بود و تعداد تست ها رو کرده بود 20 تا وگرنه معلوم نبود چه خاکی باید بر سرم میریختم با این درس خوندنم . دو بار کتاب رو مثلا خونده بودم اما نمیدونم چرا مخم هی قفل میکرد و هی باز میشد . یه آن یادم میومد چی خوندم یه آن مخم خالی میشد .

مـ......ـد و بر و بچ تیم ملی رو هم زیارت کردم . تو تاکسی که به سوی یونی روان بود یه یارو نشسته بود که به گفته خودش ، جونش رو هم برای پرچمدار سبز میداد .

ای خدا میبینی جوون های ملت ما چقده خل تشریف دارن !!!

دلم یه دونه بستنی دایتی میخواد . البته بستنی دایتی لطفش به جمعی خوردنشه . تنهایی نمیخوام ............

یه وب رو دید زدم که یه دختر خانم فک کنم 15 ساله نوشته بود ، که اسمش هم مهلا بود . از اولش خوندمش تا ته تهش . جالب بود . عاشقی هم بد دردیه اونم تو سنی که آدمها فرق چپ و راست رو نمیدونن و هی فک میکنن .......

البته این بنده خدا عاشق که نبود فقط یکم دبیر (مربی ، استاد ، راهنما یا هر چیز دیه) زبانش رو دوس داشت . حالا عاشقی تو دوره زمونه ما گناهه (!) دوس داشتن که گناه نیس . هست ؟

اصلا به من چه ... خودتون برین یه سر وبش بخونین چی نوشته :

www.mahla-73.blogfa.com

وقتی وبشو خوندم یادم به یه دختری افتاد که عاشق یه نفر خیلی بزرگتر از خودش بود . اونموقع ها خیلی بچه تر از مهلا بود (فک کنم 13 بود) وقتی نصیحتش کردم که روحتو با این چیزا درگیر نکن بهش برخورد و فکر بد بد کرد . منم بعد از اون گفتم بیجا میکنم که کسی رو تو این زمینه ها نصیحت کنم . اصلا به من چه . قلب هر کی مال خودشه . حالا میخواد بندازه جلو ماهی یا کوسه ماهی . به من چه اصلا ...

دلم یکم ترانه شادمهر هم میخواست . گذاشتم . اینقده دوسش داشتم یه زمانی . اما حالا دوسش ندارم . یعنی با دیدن کلیپ جدیدش یه جورایی ازش بیزار (بیذار ، بیظار ، بیضار) شدم .

دلم واسه سیده فاطمه و وب خوکشلش تنگ شده . یه زمانهایی میومد حداقلش اشتباه دیکته ایمو میگرفت ، همینجور برا وب نازی و مهدی و یاسر و اینا . آدم تا وقتی چیزی رو داره دلش براش تنگ نمیشه اما همینکه از دستش داد ... پس جلو جلو دلم برا نـ.....ـم تنگ میشه (بوس) .

امتحان آخرم 5 تیر ساعت 8 صبحه . بعدش یه استراحت و 6 تیر برنامه ریزی برای تابستون و شاید برای آینده .

بسه دیه . همش چرت و پرت نفشتم .

5 تیر داداشم امتحان کنکور داره . البته از نوع الکیش :)

اما به من چه . اصلا یادم نمیاد کنکور بهم فاز داده باشه . اون از کنکور اولی که دادم و خراب شد و اونم از کنکور دومی که بازم خراب شد و با انتخاب رشته مزخرف (البته بدک هم نیس همچین ؛ هیچ ماست فروشی .......) خودم آینده رو تا حدودی ابری کردم . حالا بینیم این ابرها تبدیل با بارون میشن یا نوچ !

دیگه کم کم داره حالم از انتخابات بهم میخوره . بابا یه انتخاباتی شد تموم شد رفت دیه . چرا میریزین تو خیابون آرامش رو از ملت میگیرین !!!

*************

این قسمت بدلیل مسائل فوق امنیتی حذف شد

*************

همین دیه ... ورراجی کافیه . بای . راستی سلام یادم رفت .... ببخشید .


نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388 توسط mxu | لينك ثابت |
عناوين آخرين مطالب ارسالي
» پاییز است
» ۲۸ مهر مبارک
» گذر از کلیشه ها
» تلخی یک لبخند
» خاطرات با طعم تلخ
» و آنهایی که میترسند
» سیب زمینی
» گینه ی بی صاحب 18 سپتامبر 2009
» همین آخرین جمعه
» ترانه علی دوستی یا نویسنده وب اسپوت لایت ؟!
» سر خط اخبار
» همین چند خط غریب روزگار
» Black water
» چند عدد فاز
» شاید ، فقط شاید !
» فقط مرد !!!
» چگونه یک آدم پیر میشود و در نهایت ....
» من هنر را دوست دارم
» شاید تابستان هم برای خودش بهاریست
» این جمعه هنوز ساعاتی رو داره ...
» آگر آدم ها پیاز بودن
» سرباز خط مقدم
» تنها گاهی اوقات
» یک بازی ساده
» روزگاری غریب در غربت سرا
» تا دو سه روز پیش
» دنیای رویایی
» رنگ مریض کاکتوس های آنگولا
» خود خود خودم
» و این پسران حسود

mxu

mxu

mxu

http://mxu.blogfa.com

عاشق تنها

عاشق تنها

عاشق تنها

اینجا رو خودم ساختم . خودم خرابش کردم و خودم دوباره ساختم . به خانه نوساز من خوش آمدید . mxu کاش میشد عاشقی را خاک کرد / کاش میشد رنگ دل را پاک کرد

عاشق تنها

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog