
گم میشم . پیدا میشم . دستامو هوا میکنم . چشامو میبندم . پرواز میکنم . پرواز میکنم ! پرواز میکنم ؟! نه پرواز نمیکنم ؟ مگه من یه پرندم ..... ؟
آواز میخونم . نوچ ... ؟ آواز هم نمیخونم ؟ مگه من یه پرندم ..... ؟
احساس میکنم یه خورده دارم عاقل میشم و یه خورده دارم پرنده دوست میشم اما هیچ گاه پرنده نمیشم !
آخه پرنده ها یه دل کوچولو تو این سینشون دارن که تالاپ و تولوپ میزنه .
پرنده ها هر وقت دلشون بگیره میتونن پرواز کنن .
پرنده ها هر وقت گم میشن حتما یه جای خوب دارن آواز میخونن و هر وقت پیدا میشن حتما یه پیام خوب با خودشون دارن .
پرنده ها چشاشونو نمیبندن چون اگه چشاشونو ببندن میخورن تو ستون برق !
پرنده ها از همون اول پرواز رو بلد بودن اما ما با این هیکل گنده خودمون اگه دو ریال پول تو جیبمون نباشه نمیتونیم پرواز کنیم .
پرنده ها اگه آواز بخونن ، همه دنیا (به جز عده ای بی سلیقه) از آواز خوندنشون سر ذوق میان ، اما ما آدمها یا بلد نیستیم آواز بخونیم یا اینکه وقتی سر به آواز بلند میکنیم عالم و آدم رو فراری میدیم .
پرنده ها خیلی خوبن . مثلا اگه یه دسته گنجشک یه گنجشک رو ببینن که داره دست پا میزنه همه دور تا دورش جمع میشن و با جیک جیک کردنهاشون باهاش هم دردی میکنن هر چند که کاری از دستشون بر نیاد اما ما آدمها اگه ببینینم هزاران هزار نفر جلومون دارن تیکه پاره میشن با اینکه کار از دستمون بر میاد اما بازم میگیم مگه این هم وطنمونه که دلمون بسوزه !!!
پرنده ها خیلی دلسوز تشریف دارن . آخی ... نازی ....
ما پرنده نیستیم ؟ یعنی من نیستم ؟ پول اونو هم ندارم که سوار پرنده های خوش هیکل سر تا پا آهنی بشم اما پرنده ها رو خیلی دوست دارم .
منم میخوام مثل پرنده ها باشم .
منم میخوام گم بشم برم یه جای خوب . پیدا بشم و یه خبر خوب بدم . پرواز کنم اما نه با پرنده های آهنین یا حتی با بال های نیمچه الکی ، بلکه با ذهنم . پرواز کنم تا اوج آسمونی که هفتم و هشتم نداره . همون آسمون .... همون .
آواز هم بخونم اما نه از نوع شجریان و مفتخری و امثال کلهم رپرها و پاپولیست ها و نئو راکیست و بر و بچ غیره . آواز بخونم اونم آواز برابری و برادری . آواز بخونم اونم از نوع پرندگان و شاید هم گنجشک های توی آسمون خدا .
آره دوستان . من هم میخوام یه پرنده باشم . یه پرنده .
* پی نوشت : خیلی وقت ها خودمم نمیدونم چی مینویسم . مطمئنم شما هم نمیدونین چی نوشتم . اما حالا ایندفعه میدونستم چی نوشتم هر چند میدونم شما نمیدونید چی نوشتم . اما فرقی نمیکنه شما بدونید یا اینکه نه . مهم اینه که من میدونم و اونی که باید بدونه . مهم اینه که پرنده ، پرنده است و انسان ، انسان . حالا هر چی میخواد من بخوام پرنده باشم . هر چی میخواد ، خوب بخواد . اینجاست که شاعر میگه : من یه پرندم / آرزو دارم / تو یارم باشی / من یه ...... . همین .
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 توسط mxu | لينك ثابت |


