یه زمانهایی که من جوون تر بودم اینجا بیا برویی بود . اون روزا چه زود گذشت . حتی نمیتونستم یه روزی ، امروز رو پیش بینی کنم . اما امروز اومد .
چه بی فروغ شده اینجا !
دیگه نه خبری از اون همه رفقای با معرفته نه خبری از اون همه عطر یاسی که اینجا پر میشد با اومدنشون . دیگه من اون عطر یاس رو استشمام نمیکنم !
حالا همه ی اون پست های قدیمیمو یه دفعه پاک کردم . هر چند یه عالمه خاطره ی اون پست ها از صفحه ی دفتر مجازی من جدا شد ، اما هیچ وقت اون همه سلام و جواب سلام شنیدن ها از روی دفتر قلبم خط نمیخوره .
چقده یاد دوستان رفته تلخه .
چقده اشک ها که با رفتن اونا از جفت چشام سرازیر شد . چقده غم هایی که با رفتنشون من خوردم و چقده انتظار هایی که هیچ وقت فراموش نخواهند شد .
یاد نیلوفر عزیز به خیر ... هنوز یک سال نشده ؟!
یاد سیده فاطمه ، مهرناز و حسن ، رز عاشق و ... هم به خیر . امیدوارم هر جای دنیا هستند سالم و زنده و سر حال باشن .
قبل از عید همه خاطره هامو یکدفعه پاک کردم . آخه میخواستم یکدفعه نو بشم . یکدفعه ....
بی خیال ؛ یکدفعه ، یکدفعه بشم .
امسال به نظر سال خوبی میاد . آخه امسال بی حال شروع شد ! نمیدونم چرا هر سالی رو با انرژی شروع کردم هنوز به نیمه نرسیده ته زدم از هر چی انرژیه . اما امسال ...
امسال اول عیدی گیر سیم کارت همراه اولی بودم که به قول اون آقای تو تلویزیون هیچ وقت آدمو تنها نمیذاره !!! پای سفره هفت سین که منو تنها گذاشت و تا یه ربع آنتن نمیداد !!! پارسال هم که کازرون منو تنها گذاشت !؟
امیدوارم امسال همونجور که شروع شد همونجور تموم نشه و سالی پر از پر داشته باشیم .
با آرزوی بهروزی و بهورزی (!) و به امید سلامی دگر .
* پی نوشت : دوستانی که قبلا تو این وب لینک بودن بهم اطلاع بدن و بگن با چه اسمی لینک بودن تا دوباره لینکشون کنم چون لیست رفقا رو گم کردم (!!!) . همین .
نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 توسط mxu | لينك ثابت |
